اينها بخشي سوالات و دغدغههايي از من است که مناسب ديدم با شما درميان بگذارم.
سوال: عموما اعمال و رفتار ديگران را بسيار نقد ميکنم و بنظرم کارهايشان اشکالاتي دارد، آيا اين برداشت من صحيح است؟ اگر صحيح است بيان آن چه نفعي دارد؟ وظيفه من دربرابر اين دانستن چيست؟ آيا ما نيز در موقعيتي که هستيم راهي براي نقد شدنمان توسط ديگران گذاشتهايم؟
سوال: هنوز هم دورو برمان ميبينيمشان، افرادي که مرتب همه چيز را نقد (غرغر) ميکنند. بعضي اوقات فکر ميکنم بحث درباره فلان موضوع بدون اينکه ربط آن به خودمان و جايگاه و توانمان را دربياوريم چه فايدهاي دارد جز اينکه تبديل به همان افرادي شويم که اگر به جاي آنهمه حرف زدن يک کار ميکردند شايد معادلات امروز کلي فرق ميکرد.
تجربه: اگر امروز به قدر داشتنت نبخشي، فردا در اوج ثروت هم نخواهي بخشيد. مهم ظرف است نه مقداري که در آن است. مهم صفت بخشش است نه مقدارش. شايد همه احساس هاي کلافگي و خستگيها و بی حوصلگی ها به فقر بخشش برگردد و عدم اداي دين الهيمان ...
سوال: بارها وبارها ديدهام اساتيد اخلاق و علمايي که به قدر يک جمله حرف زدن با زن و فرزندشان، رعايت اخلاق نميکنند و بيسواداني که رفتارهايشان بسيار مودبانه و حکيمانه است. بارها و بارها از خود پرسيدهام چه ميشود که اينگونه ميشود؟ و آيا ما به آنچه ميدانيم عمل ميکنيم؟ يا بهتر بگويم چقدر براي تبديل آنچه ميدانيم به رفتارهاي روزمرمهمان تلاش ميکنيم؟ گاهي احساس ميکنم مانند ماشيني که کوکش کردهاند حريصانه فقط به آموختن ميانديشيم نه عمل، نه تلاش براي طراحي پروسهاي که فکر در عمل بنشيند ...
به اين فکر کنيد که بهراستي حجم زياد ورودي فرصتي براي انديشيدن، فيلتر کردن، درک و فهم صحيح ميگذارد؟ واقعا چه ميشود که گاهي ما به خيال خودمان بر مبناي حقيقت رفتار ميکنيم و حال آنکه بسيار از حقيقت دوريم؟ راز ماندن در جهل مرکب چيست؟
دلنوشته: دلم براي وضعيت کنوني زنان آتش ميگيرد. دلم خون است و هزار خرمن خرف نگفته که در گلو مانده ...
"باي ذنب قتلت ..."
چگونه زنان کشته ميشوند؟ چرا کشته ميشوند؟ چکار ميشود برايشان کرد؟ اصلا اين مساله چه اهميتي دارد؟
سوال: خانواده، کيفيت و وضعيت آن در اولويت چندم ماست؟ ابعاد و گستره خانواده تا کجاست؟ چرا؟ الان تا کجاست؟ چرا؟ آيا ما که اينقدر به کيفيت مديريت در سطوح مختلف ايراد ميگيريم توانستهايم به خود ايراد بگيريم و مديري شايسته براي خانوادهمان باشيم؟
سوال: چقدر به زن ايده آل و مرد ايدهآل فکر کردهايد؟ چقدر با همسرتان در مورد اين ايدهآلها صحبت کردهايد؟ چقدر در اين زمينه او را همراهي و حمايت کردهايد تا به ايدهآلاش نزديک شود. آيا ميدانيد که تصوير مطلوب ذهن همسرتان درباره خودش و شما چيست؟ چقدر براي درک و تصحيح اين تصاوير تلاش کردهايد؟
سوال: چشمانداز خانواده شما چيست؟
سوال: اين روزها ما چه ميکنيم؟ براي چه تلاش ميکنيم؟ دغدغههايمان چيست؟ آيا همان است که بايد؟ شايد داريم لقمه را دور سرمان ميگردانيم که غذا خوردن اينقدر سخت است؟! "و الله يرزق من يشاء بغير حساب" ... آيا واقعا حسابي نيست؟ اگر هست مبنا و سيستم محاسبهاش چيست؟
سوال: هدف خلقت؟ ;) وظايف و مسئوليتهاي انسان در اين دنيا؟ وظايف و مسئوليتهاي زن در اين دنيا؟ وظايف و مسئوليتهاي مرد در اين دنيا؟
سوال: چرا بايد علم بياموزيم؟ که چي بشه؟ آيا در آموختن علوم نبايد اولويتدهي کرد؟ اولويتها چيست؟ چرا؟
نگيد اين سوالها تکرارىِ. مهم اينه که جوابها تکراري نباشه ...
نکته: ما هنوز استاد نداريم.
آرزو: يا رب از ابر هدايت برسان باراني زودتر زانکه چو گردي زميان برخيزم
اضطرار ويژگي عصر و زمانه ماست ...
اين المضطر الذي يجاب اذا دعا ...
التماس دعا